ادبیات‌چی

قتل غم‌انگیز خلیل نرم‌گوی

۱۳۹۹/۱۲/۶ - ۳:۱۸ بعد از ظهر

 داکتر خلیل نرم‌گوی نه تنها یک داکتر بلکه یکی از طنز‌نویسان مشهور کشور بود، او مدتی به حیث رییس اتحادیۀ خبرنگاران ولایت بغلان نیز کار کرد. خبر کشته شدن داکتر خلیل نرم‌گوی واکنش زیادی نویسندگان و شاعران کشور را به همراه داشته است،این نویسندگان کشته شدن آقای نرم‌گوی را ضایعه‌ی بزرگ خواندند. جاوید فرهاد شاعر و نویسنده در واکنش به کشته شدن آقای نرم‌گوی در صفحه فیسبوک‌اش نوشته است. «زنده یاد داکتر نرم‌گوی، مرد آگاه، منتقد زیرک و نترس…

نکاتی در باب سبک رباعیات عامیانۀ تاجیک

۱۳۹۹/۱۲/۶ - ۱۱:۴۱ قبل از ظهر

ساختار رمزی مصراع اول از آن‌جا که دوبیتی‌های عامیانه در حوزه و ساحت بیرون از منظومۀ ادبیات رسمی و مکتوب خلق شده‌اند طبعاً اصول ساختاری و قواعد زیباشناسی مخصوص به خود را دارند. سنجش شعر عامیانه با قوانین شعر رسمی، راه به جایی نمی‌برد. حتی طبقه‌بندی‌ها و صنایع بلاغی شعر رسمی را نمی‌توان تمام و کمال در تحلیل و بررسی شعر عامیانه به کار بست. اما کشف برخی خصوصیات بلاغی و ویژگی¬هایی که منحصر به…

تکه‌های کنده شدۀ دستانت

۱۳۹۹/۱۱/۲۵ - ۳:۰۳ بعد از ظهر

صدا مهیب بود. هر گوشه پرتاب شدی. پخش شدی همه جا. ریخته شدی میان هیاهوی خیابانی پر رفت و آمد. به یک‌باره هوش از سرت پرید و دستانت که تکه تکه شد. دستانی که دیروز در آب سرد چاه خانۀ تان با دیوارهای پوسیدۀ کاهگلی، شسته بود، ظرف‌های شب پیش را که خواهرت زرین را شیرینی داده بودید. خواهر خزیده بود در کنجی و حالا اینجا دو تکه شده است آن دستان؛ یکی افتاده کنار جویچه‌یی کم آب و…

مینا در برف؛ زنده‌گی افغانی در قاب مدرن

۱۳۹۹/۱۱/۲۵ - ۱۲:۰۵ بعد از ظهر

مینا در برف، داستان اصلی کتاب داستان‌های جدید نیلاب موج سلام است. این داستان نام کتاب را نیز شکل داده است. مینا در برف، چنان‌که از نامش پیداست، نمای سردی از یک زنده‌گی افغانی در یک کشور مدرن است. مینا در برف،‌ بر خلاف داستان خوب «پیراهن مرده» که پیش‌ها به دست بانو نیلاب نوشته شده بود، به زبانی ساده‌ و زودفهم نوشته شده است. در این داستان خبری از روایت شعرواره‌ای‌ای پیراهن مرده نیست. اما به…

جایزۀ ادبی استاد واصف باختری

۱۳۹۹/۱۱/۱۸ - ۱۱:۴۱ قبل از ظهر

  قرار است هم‌زمان با فرا رسیدن سال ۱۴۰۰ خورشیدی و پنج­‌هزار و هفتصدمین سال بنیان‌گذاری بلخ نخستین جشن‌وارۀ «جایزۀ ادبی واصف باختری» برای گرامی‌­داشت از دست آوردهای ادبی این شاعر نام آشنا و پر آوازۀ کشور در بلخ برگزار شود. «جایزۀ ادبی واصف باختری» آثار ادبی را با درون مایۀ پنج هزار و هفتصد ساله‌گی بنیادگذاری بلخ و جشن جمشیدی نوروز آریایی، می­‌پذیرد. به گفتۀ مسوولان برگزار کنندۀ جشن‌وارۀ…

به موی کاسۀ چینی نمد نمی‌بافند

۱۳۹۹/۱۱/۸ - ۴:۲۸ بعد از ظهر

توانگری که دم از فقر می‌زند غلط است  به موی کاسۀ چینی نمد نمی‌بافند  میرزا عبدالقادر بیدل در قلمرو ادبیات عصر میانگی فارسی و تاجیک، شاعری است که در جادۀ زبان و بیان، نوآوری­‌های زیادی وارد کرده ­است. این فضیلت سخنوری او را هم‌عصرانش اعتراف کرده بودند.  در تذکرۀ «سفینۀ خوشگو» بندرابن­داس خوشگو که شاگرد بیدل است، نقل…

ما برای کشته شدن به دنیا آمده ایم

۱۳۹۹/۱۱/۸ - ۱:۳۳ بعد از ظهر

مروری بر مجموعۀ شعر علی یعقوبی شاهد علی یعقوبی، از نسل دوم شاعران مهاجر افغانستان در ایران است. در کنگرۀ سوم شعر افغانستان در تهران، اولین بار بود که او را دیدم؛ شاعری خوش‌تیپ، خوش‌لباس و متفاوت که شکل شعرها و شعرخوانی‌هایش هم فرق داشت. شعرش فریاد خشم بر سر اربابان جنگ در افغانستان بود . تا آن وقت هر چه شاعر مهاجر می‌شناختم، از گوشه‌های مختلف افغانستان بود و نه از…

آداب و رسوم در رباعیات عامیانۀ تاجیکان

۱۳۹۹/۱۱/۶ - ۱۲:۴۱ بعد از ظهر

آداب و رسوم به مانند اعتقادات، باورها، اخلاقیات، قوانین، عرف و عادت، در آثار هنری هر جامعه به خصوص شعر و ادبیات، موسیقی و رقص انعکاس یافته است. ادبیات عامه که بخش اعظمی از فرهنگ هر جامعه است از این امر مستثنی نیست. در رباعیت عامیانۀ تاجیک، ما با مفهوم و موضوعاتی مواجه می­‌شویم که رابطۀ مستقیم به آداب و رسوم مردم تاجیک دارد. در واقع بازتاب زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم تاجیک…

فارسی افغانستان ناب‌تر از ایران است

۱۳۹۹/۱۰/۲۹ - ۲:۴۷ بعد از ظهر

گفتگوی اختصاصی با دکتر میر جلال‌الدین کزازی توضیح: دکتر میر جلال‌الدین کزازی چهرٖۀ پرآوازه در ایران است و این نا‌م‌برداری تنها به خاطر پژوهش‌ها،‌ کتاب‌ها و ترجمه‌های او نیست که بیشتر به خاطر گرایش ویژۀ او به زبان پارسی و پارسی‌گرایی  استوار در گفتار و نوشتار او  است. «چهر‌ه‌ی ماندگار ادب و فرهنگ ایران در سال 1384» یکی از ستایش‌هایی  است که ایران در بارۀ او انجام داده است. گرایش و پرداخت به…

«مولانای جان»

۱۳۹۹/۱۰/۲۵ - ۳:۵۸ بعد از ظهر

وقتی از مولانا حرف می‌زنیم نمی‌دانم باید جمله‌‌ی نخست با حیرت آغاز شود یا از چیز دیگر، از چی از کجا؟ آنی که نیست و این که هست حرف زد. گاه در مقام نظم چنان منظوم می‌شود که هر حرفش مطنطن و هر کلامش لاهوت است و فریاد ناکجاآباد نا شناخته‌یی که زبان نیز باید در تجربه‌ی آن حیرت‌کده غیر قابل لمس و دید، دخیل و شریک باشد.

صلح جهانی و دیگر پذیری مولانا

۱۳۹۹/۱۰/۱۱ - ۱۱:۴۴ قبل از ظهر

ابوطالب مظفری شاعر،‌نویسنده وپژوهشگر حوزه فرهنگی از چهره‌های مطرح درحوزه‌ی زبان فارسی است . هم‌زمان با برگزاری مراسم عرس خداوندگار بلخ از سوی انستیتوت مطالعات استراتیژیک افغانستان، ‌رادیو نوروز در سلسله‌ای از برنامه‌ها ،گفتگوی ویژه‌ای با ایشان داشت. دراین گفتگو اقای مظفری درمورد پیام مولانا برای جهان مدرن وانسان امروزی گفت که  نخست  این که مولانا برای زمانه ومردم روزگار ما چی دستاوردهای هنوز می تواند داشته باشد؟ قرار دادن مولانا در ذیل عنوان تنها…

مولانا و شکسپیر

۱۳۹۹/۱۰/۳ - ۴:۰۱ بعد از ظهر

 به بهانه‌ی عرس مولانا جلال‌الدین محمد بلخی بسیار کوتاه علاقمندم که ضرورت مطالعه‌ی گسترده و کار گسترده برای مقایسه‌ی مولانا با دیگر قله‌های جهانی را مطرح کنم؛ بصورت خاص با ویلیام شکسپیر یکی از ارکان سه‌گانه‌ی ادبیات جهان. تصور می‌کنم در سه چهار سال اخیر که نمایش‌نامه‌های شکسپیر را می‌خوانم هم در زمینه‌ی تصویرپردازی و هم در زمینه‌ی اندیشه، مشابهت‌های کلان زیادی میان این دو چهره‌ی جهانی با هم‌دیگر وجود دارد.…

رهنورد زریاب؛ عبور از روایت برهنه به روایت انباشته

۱۳۹۹/۱۰/۳ - ۲:۰۰ بعد از ظهر

از سال 1298 تا حدود سال­‌های نخست دهۀ هشتاد سدۀ حاضر، ادبیات داستانی افغانستان به خصوص رمان، از یک سنّت واحد روایی، گفتمانی و معنایی پیروی می‌­کند. در طول این هشتاد و اند سالی، ما بیشتر با نوع «روایت برهنه» در رمان­ های افغانستان مواجه هستیم. منظور از روایت برهنه، روایتی است که به گونۀ خطی جریان دارد و فقط واجد تسلسل و زنجیرۀ رخدادهاست، روایتی که حامل معناهای پنهان و ضمنی نیست. از جانب…

کرونا مثنوی خوانی را در هرات متوقف کرد

۱۳۹۹/۹/۲۶ - ۲:۳۵ بعد از ظهر

دوازده سال است که یک حلقه مثنوی خوانی درهرات وجود دارد ، جمع اضدادی که صلح کل مولانا آن هارا به هم متصل ساخته است، جمع متکثر ومتنوعی که به گفته سرحلقه‌ی این جمع هیچ ترتیب وآدابی درگزینش اعضای آن وجود ندارد، هرکس دلی دارد وخواهان شنیدن کلمات مولانا  وتفسیر وتعابیر آن است، بی هیچ اذنی اجازه وارد شدن دارد،جمعی که توانسته این همه سال دوام بیاورد وبرخلاف دیگر جمع آمدن های ادبی مستمر برگزار…

رهنورد زریاب، نقطه‌ی عطفی در تاریخ ادبیات داستانی افغانستان

۱۳۹۹/۹/۲۳ - ۳:۲۰ بعد از ظهر

استاد زریاب، نقطه‌ی عطفی در تاریخ داستان‌نویسی صد سال اخیر  کشور است. نقطه‌ی عطف، به آن قسمت تاریخی پدیده‌ها گفته می‌شود که در آن یک روند دچار تغییر و تبدیل پارادایم گردد. نقطه­‌ای که از آن به بعد، فرایند یک نظام، دچار تحول، تغییر، دگردیسی و انحراف سیر تاریخی شود. صدسال ادبیات داستانی افغانستان در یک مسیر برهنه­‌ی روایی و نظام سنتی خطی در حرکت است، نظامی که در آن همه­‌چیز قابل پیشبینی…

زریاب و تمام!

۱۳۹۹/۹/۲۳ - ۱۱:۳۸ قبل از ظهر

  استاد اعظم رهنورد زریاب، سیمای مثالی یک ادیب داستانی بود، درست در اوج فروپاشی همه فضایل اخلاقی، او پاسبان قلعه‌ی ادب بود و چه بسیار وقت‌ها که تنها پاسبان این قلعه بود. مراقب سخن گفتنش بسیار بود که ادیب با سخن شناخته می‌شود، هم سخنان رسمی‌اش، هم سخنان شخصی‌اش. درباره‌ی هیچ کس به بدی سخن نمی‌گفت، درباره هیچ چیز به ناسزا و ناروا، صحبت نمی‌کرد، نویسنده‌های افراطی پشتونویس، درباره‌ی او سخنان ناروا فراوان…

نویسنده‌ای مثل زریاب هرگز نمی‌میرد

۱۳۹۹/۹/۲۳ - ۱۰:۳۹ قبل از ظهر

رهنورد زریاب، یکی از ستون‌های کاخ داستان‌نویسی افغانستان، در جمعه شب، بیست و یکم قوس، در پی بیماری فروریخت و روحش به آسمان‌ها پر کشید. رهنورد زریاب عمر پر باری داشت و از خود داستان‌ها و رمان‌های زیادی بجا گذاشت. او در سبک خاص نوشتاری خود شهره بود و تلاش می‌کرد تا نثر سچه و پاک فارسی داشته باشد. نام او همین‌گونه فراتر از افغانستان رفته بود و در میان مردم تاجیکستان…

مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد

۱۳۹۹/۹/۲۲ - ۳:۰۳ بعد از ظهر

رهنورد زریاب نام کمی در ادبیات نیم سدهء گذشته چه که در تاریخ اجتماعی این دوران نبود و به گفتۀ خداوندگار بلخ:« مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد!» استاد زریاب به تازگی درگذشته است واین درگذشتن او ، یاس بیشتری برای اهل ادبیات به ویژه درفضای امروزین سیاسی واجتماعی به همراه دارد. شخصیتی مانند استاد زریاب در شکستن انجماد یاس ونومیدی درفضای ادبی این دوره زمانی اثر گذار بودند. در روزگار رکود ادبیات، کم‌کاری و بی…

داستان طالبی که عشق از انتحار منصرفش کرد

۱۳۹۹/۹/۱۸ - ۱۲:۲۰ بعد از ظهر

انتحاری، پدیده‌ای که  سال‌ها است دل‌خوشی و امید زنده‌گی  را از مردم ما گرفته است و تحمل ما را به جایی رسانده که کمتر می‌خواهیم حتا با نام آن مقابل گردیم، زیرا این کلمه‌ی نفرت‌انگیز اشک‌های مادرانی را به یاد مان می‌آورد که دیگر قادر به دیدن  پاره‌های دل شان نیستند، زنانی را به یادمان می‌دهد که دیگر نان‌آوری ندارند، کودکانی که به اجساد زنده تبدیل شده اند و دل‌باخته‌گانی  که معشوق‌های شان را از دست…

شیوه‌های روایت‌پردازی در رمان‌های عزیزالله نهفته

۱۳۹۹/۹/۱۵ - ۱۲:۰۱ بعد از ظهر

از عزیز الله نهفته رمان­‌های «پیگم»، «سنگ­‌ها و کوزه­‌ها»، «روایت آیینه» و «تنهاآمده» را خوانده­‌ام. عزیزالله نهفته نویسنده­‌ی صاحب­‌سبک است. او هم در عرصه‌­ی انتخاب شیوه­‌ی روایت و هم در حوزه­‌ی استفاده از زبان داستانی در آثارش به ثبات رسیده است. ثبات در شیوه­‌ی نگارش و تکرار و بسامد پارادایم خاص در آثار یک نویسنده، باعث زایش سبک می­‌شود. در این جستار کوتاه به گونه­‌ی فشرده به توضیح شیوه‌­های روایت­‌پردازی در دو رمان او پرداخته…